عبد الرحمن جامى
94
أشعة اللمعات ( فارسى )
مر خود را ، اما در تو كه مظهر اويى هم از روى محبّى و هم از روى محبوبى ؛ « از اينجا معلوم شود كه لا يحبّ اللّه غير اللّه » بلكه لا محبّ و لا محبوب الّا اللّه « چه معنى دارد ، مفهوم گردد كه لا يرى الّا اللّه » بلكه لا رائى و لا مرئى الّا اللّه ، « چه اشارت است ؛ روشن شود كه لا يذكر اللّه » بلكه لا ذاكر و لا مذكور الّا اللّه ؛ « چرا گويند ؛ مبرهن گردد كه مصطفى صلّى اللّه عليه و آله به هرچه مىگويد : « اللّهمّ متّعنى بسمعى و بصرى » مگر مىگويد كه متّعنى بك ؛ چه » به مقتضاى قرب نوافل ، « سمع و بصر من تويى و أنت خير الوارثين » - أى الباقين - يعنى چون سمع و بصر صورى فانى شود ، سمع و بصر معنوى كه تويى باقى خواهد بود ؛ « نظم : تبارك اللّه وارت عينه حجب * فليس يعلم إلّا اللّه ما اللّه » يعنى بزرگوار خدايى كه پوشانيد عين ذات وى را حجابهاى عالم امكانى ؛ پس محتجب به همه حجابها اوست و هر دانشى و بينشى كه نسبت به وى از اين حجابها سر بر مىزند - فى الحقيقة - دانش و بينش اوست كه از آنها سر بر زده است ؛ « خذ حيث شئت فانّ اللّه ثمّ ، و قل : ما شئت عنه فانّ الواسع اللّه » يعنى هر طرف كه خواهى گير كه به درستى كه خداى به حكم فرمودهء فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ « 1 » همانجا است ، بلكه گيرندهء آن طرف در صورت تو هموست و بگوى هرچه خواهى كه به حكم فرمودهء إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ « 2 » گنجايى آن دارد كه هم به صورت همه گويندگان و هم به صورت هرچه گويند برآيد ؛ پس هركه گويد و هرچه گويد همه راست باشد ؛ « اظهار چنين اسرار هرچند نازكى دارد ، اما معذور مىدارد كه ، بيت : « 3 » خود گفت حقيقت و خود اشنيد * زان روى كه خود نمود و خود ديد » يعنى هر سخن كه گفت و هر صفت كه كرد از آن روى ، يعنى - من وجهه الباقى - كه خود نمود و خود ديد ، آن روى را در مظاهر موجودات به حقيقت گويندهء آن سخن و
--> ( 1 ) و 2 . بقره ( 2 ) آيهء 115 . ( 3 ) . اين بيت در اصل لمعات وجود ندارد بلكه فقط عبارت : « كه خود نمود و خود ديد » مىباشد .